ابراهيم اصلاح عربانى
100
كتاب گيلان ( فارسى )
ملك محمود سيستانى پيروز شد و با از ميان برداشتن اين رقيب زورمند دوران ترقى و پيشرفت او آغاز شد . در اين موقع كه نادر تصميم گرفته بود روسها ، عثمانيها و افغانها را از خاك ايران بيرون رانده بههرترتيب كشور را از خطر سقوط نجات دهد به يك سلسله اقدامات نظامى و سياسى دست زد . وى هنگامى اين اقدامات را آغاز كرد كه استقلال كشور از دست رفته و آرامش و امنيت به كلى از مردم سلب شده بود . افغانها در اصفهان پادشاهى مىكردند ؛ عثمانيها آذربايجان ، كردستان و كرمانشاهان را در تصرف داشتند و با افغانها براى تقسيم ايران پيمان بسته بودند روسها در قفقاز و گيلان و مازندران فرمانروائى مىنمودند . در سال 1140 هجرى با آنكه گيلان در اشغال روسها بود ، نادر ، حسين قلى خان زنگنه را به حكومت اين ولايت منصوب كرد و از سوى سلطان صفوى سفيرى به دربار روسيه فرستاده از امپراطور تقاضا كرد كه سربازان خود را احضار كرده گيلان را تخليه نمايد . كاترين امپراطريس روسيه از قبول اين تقاضا سر باززد اما بطور كلى دربار روسيه نظريات خود را تعديل كرد . لارنس لكهارت در اينمورد مىنويسد : « . . . دولت روسيه بنابر عللى چند نظريات خويش را در مورد ايران تعديل كرد . خبر مصائب سربازان روس در گيلان و ميزان وحشتناك تلفات آنان امپراطريس كاترين را ، كه قلبى رئوف داشت ، به وحشت انداخت . از اينروى وى به دولگروكى دستور داد كه چنانچه طهماسب با تقاضاهاى وى ، كه يكى از آنها شناسائى سلطه روسيه بر قسمتى از شيروان و داغستان است ، موافق باشد او از كليّهء دعوى نسبت به گيلان و مازندران و استراباد چشم بپوشد . از قرار معلوم اين پيشنهاد به وسيلهء نماينده طهماسب ، كه دولگروكى او را نزد خود نگاهداشته بود ، به اطلاع طهماسب رسيد . روسيه به نشانهء حسن نيت موافقت كرد كه عمليات نظامى خود را در شمال ايران متوقف سازد . بدون شك تا حدّى به علت مرگ كاترين در بهار 1727 ( ميلادى ) و تا حدى بر اثر بالا گرفتن بخت و اقبال طهماسب هيچگونه توافق در اينمورد ميان وى و روسيه حاصل نشد . از سوى ديگر با انتخاب سيمئون آوراموف كنسول روس در رشت به عنوان دبير سياسى روسيه در دربار شاهزاده تماس نزديك بوجود آمد . آوراموف تا ژانويه 1729 ، كه به روسيه بازگشت ، تقريبا بطور مستمر با اين سمت در ملازمت طهماسب قرار داشت . » « 227 » آنا ايوانوونا ملكه جديد روسيه كه از شيوع فوق العاده بيمارى و با در گيلان و تلفات سنگين سربازان روسى دچار بيم و وحشت گرديده بود در سال 1143 هجرى نامهاى به شاه طهماسب دوم نوشت و طى آن آمادگى خود را براى احضار سربازان روس و تخليه گيلان ، مشروط به قبول خواستها و شرايط پيشنهادى دولت روس ، اعلام كرد . وى همچنين دستور داد بارون شافيروف سفير كبير روسيه با همكارى ژنرال لواشف قراردادى با ايران منعقد سازد . ولى نظر به لشكركشى ايران عليه عثمانيها مذاكرات قطع شد ، تا سال 1145 هجرى قرارداد ايران و روسيه در رشت به امضاء رسيد . به موجب اين قرارداد روسيه متعهد شد ظرف پنج ماه كليه نواحى متصرفى خود را در ايران تخليه نمايد به استثناى نواحى شمالى رود كر كه مىبايستى پس از خروج عثمانيها از ايران تخليه شود . اجراى مفاد قرارداد يك بار ديگر از سوى روسها به عهده تعويق افتاد و پس از سپرى شدن مهلت مقرر در قرارداد نيروهاى روسى گيلان را تخليه نكردند . در سال 1147 هجرى ، زمانى كه نادر به عنوان نايب السلطنه با قدرت زياد زمام امور را در دست داشت گزارشى از نماينده ايران در روسيه دريافت كرد مبنى بر آنكه دربار روسيه به واكتانك پادشاه سابق گرجستان و پسرش دستور داده است به طرف دربند و سواحل بحر خزر در گيلان و اطراف عزيمت كرده شماخى و كارتلى را ضميمه خاك روسيه سازند . بدينجهت نادر به شماخى لشكر كشيد و به دربار روسيه اخطار كرد كه اگر بادكوبه و دربند را به ايران مسترد ندارد وى با تركها متحد خواهد شد و روسيه بايد آماده جنگ باشد . روسها كه از قدرت نادر دچار وحشت شده بودند پاسخ دادند روسيه براى اجراى عهدنامه رشت و تخليه گيلان و ساير ايالات ايران آمادگى دارد مشروط بر آنكه دولت ايران دشمنان روسيه را به منزله دشمنان خود تلقى كرده در برابر توقعات دولت عثمانى ايستادگى نمايد . همزمان با اين پيام ژنرال لواشف ، كه به فرماندهى قواى روسيه در داغستان منصوب شده بود ، دستور تخليه تمام نواحى جنوب دربند و شهر بادكوبه را دريافت كرد و مقدمات استرداد بادكوبه و دربند را به ايران فراهم ساخت . دربار روسيه يك نماينده براى بستن قرارداد جديدى با نادر به مشهد اعزام داشت . نادر باطنا موافق عقد قرارداد جديد بود اما از دادن جواب فورى به نماينده دربار روسيه خوددارى نمود . سرپرسى سايكس مىنويسد : « . . . اين نماينده سياسى ملازم اردوى ايرانيان بود و يك روز از طرف فاتح بزرگ ، در حالىكه پيروزى جديدى بدست آورده بود فرا خوانده شد . سفير نامبرده نادر را ديد روى زمين نشسته ، در حالىكه البسهاش بوى خون مىداد با دست غذا مىخورد . وقتى سفير از علت احضار خود پرسيد نادر به او گفت كه مىخواهد سفير ببيند او چگونه با دستهاى آلوده به خون ، خشنترين غذا را مىخورد و البته او مىتواند به آقايش بگويد كه چنين شخصى هرگز گيلان را تسليم نخواهد كرد . » « 228 » بالاخره نادر موافقت خود را با عقد قرارداد اعلام نمود . اندكى بعد قرارداد جديدى بين ايران و روسيه در گنجه منعقد شد . به موجب قرارداد مزبور دولت روسيه متعهد شد بادكوبه را به فاصله پانزده روز و دربند و ساير نواحى گيلان را طى دو ماه تخليه نمايد . اينبار دولت روسيه به مفاد قرارداد عمل كرد و گيلان و ساير نواحى شمال ايران ، در سال 1148 ، پس از سيزده سال از نيروى بيگانه خالى شد . نادر به سال 1148 در دشت مغان تاجگذارى كرد و طومار سلطنت صفويه را درهم پيچيد . وى با قدرت و اقتدار بيشترى به برقرار ساختن نظم و آرامش در كشور و جلوگيرى از آشوب و عصيان پرداخت . گيلان كه پس از سالهاى طولانى از تسلط بيگانگان رهائى يافته بود ، فرصتى بدست آورد تا
--> ( 227 ) . انقراض سلسله صفويه . . . ، لارنس لكهارت ، ترجمه مصطفى قلى عماد ، انتشارات مرواريد ، تهران 1343 ، صفحه 394 . ( 228 ) . تاريخ ايران ، ژنرال سرپرسى سايكس ، ترجمه محمد تقى فخر داعى گيلانى ، دنياى كتاب ، تهران 1363 ، چاپ دوم ، جلد دوم ، صفحه 363 و 364 .